بزرگترين اشتباه ما: انتخاب استعداد به جاي استعداديابي يا كشف استعداد(بخش اول)
بسياري از مربيان جوان مدعي هستند كه كشف كننده ي استعدادهاي بزرگي هستند و اشاره به نتايج 11 ساله ي تمامي تیم های ستاره صحت اين ادعاست. در حالي كه آنها كشف كننده ي استعدادها نيستند، بلكه آنها گزينش گر استعدادها هستند. اين تفاوت مي تواند بسيار مهم باشد يا اينكه براي جمعيت مستعد در بسياري از رشته هاي ورزشي كشور آسيب رسان باشد.
گزينش استعداد، گلچين كردن بازيكنان با توانايي فعلي شان در مشاركت و موفقيت در رويدادهاي ورزشي است كه در آينده اي نزديك اتفاق مي افتد. از سوي ديگر، استعدايابي پيش بيني عملكرد آينده بر اساس ارزيابي مشخصه هاي فيزيكي، تكنيكي، تاكتيكي و فيزيولوژيكي فعلي مي باشد. گزينش استعداد بسيار ساده است در حالي كه كشف استعداد يك هنر است. شخصي امروز به نتايج فوق العاده اي دست مي يابد، ديگري ورزشكاران سرآمد و تيم هاي برنده اي را براي آينده مي سازد.
پيروزي فعلي ما در تمامي ورزش هاي جوانان باعث تقويت گزينش استعداد مي شود. زماني كه يك مربي تحت فشار والدين يا باشگاه براي پيروزيست، يا زماني كه خود اين مربي احساس مي كند براي خدمت به خود نياز به برد دارد، اين مربي به يك برگزيننده ي استعداد تبديل مي شود. زماني كه شما بر انتخاب استعداد تمركز داريد، شما بازيكنان را براي كمك به برد فعلي تان بر مي گزينيد و آنهايي كه در اين زمينه نمي توانند موثر عمل كنند را حذف مي كنيد. ديد شما بر ورزش گرايي كنوني، توانايي فني و نشانه هايي براي كمك به رسيدن به موفقيت كوتاه مدت است. شما به طور طبيعي بزرگترين، قوي ترين و سريع ترين ورزشكاران جوان را انتخاب مي كنيد و زمان هاي تمرين بسيار شديدي را با آنها مي گذرانيد.شما زمان بازي را براي افرادي كه به حد معمول نرسيده اند محدود مي كنيد و به آنها مي گوييد اگر مي خواهند بيشتر بازي كنند بايد شديدتر تمرين كنند. شما به آنها گوشزد مي كنيد كه اين فشار همان چيزي است كه وقتي بزرگ تر شدند با آن مواجه مي شوند، بنابراين حال بهتر از آن استفاده مي كنند.
سپس، بر اساس آخرين آمار، 70% آنها در سن 13 سالگي براي ورزش كامل سازماندهي مي شوند.
از سوي ديگر افرادي كه استعداديابي مي كنند در جستجوي بازيكنان جواني هستند كه ممكن است بازيكنان سرآمد و فوق العاده اي نباشند، اما ويژگي هاي فيزيكي و فيزيولوژيكي خوبي براي اينكه در نهايت به يك بازيكن خوب تبديل شوند دارند. شايد آنها هنوز خوب رشد نكرده اند يا با سطوح بالاي مربيگري كار نكرده باشند. شايد آنها هنوز زياد با مهارت نباشند، اما سطح بالايي از توانايي مربيگري، حساسيت نسبت به تمرين و انگيزه براي يادگيري را نشان مي دهند. استعداديابي نيازمند مهارت درسنجيدن تمام اجزاي فيزيكي، فيزيولوژيكي، روانشناختي و فني يك ورزشكار است، به طوري كه دريابيم آيا اين فرد استعداد ذاتي براي تبديل شدن به يك بازيكن مطرح و سرآمد را در وجود خود دارد يا نه؟
هم چنين استعداديابي نيازمند يك رويكرد طولاني مدت براي انتخاب و پيشرفت بازيكن و تمركز بر روي تمرين دادن شمار زيادي از بازيكنان مي باشد، به جاي اينكه بازيكنان برتر را از ميان آنها گلچين كنيم. يافته ها حاكي از آن است كه عوامل بسياري بر روي اينكه يك كودك مي تواند يك بازيكن خوب شود يا نه اثرگذار است اما نتايج مربوط به دوران كودكي به ندرت عامل اصلي مي باشد.
بزرگترين اشتباه ما: انتخاب استعداد به جاي استعداديابي يا كشف استعداد(بخش دوم)
در يك مطالعه خوب و گيرا در مورد بازيكنان ممتاز تنيس از سال 1994 تا 2002، پيتور آنرزسكي 1000 بازيكن از سنين 12 تا 13 سالگي را در 50 كشور مختلف مورد ارزيابي قرار داد، دوره اي كه در بر دارنده ي ستارگان آينده از قبيل راجر فدرر، كيم كليستر و ديگران شد. وي در اين مطالعه دريافت كه از ميان همه ي اين بازيكنان، آنهايي كه در نهايت مي توانند در بين 100 رتبه ي حرفه اي قرار مي گيرند:
3 تا 4 ماه جوان تر از ميانگين سني گروه خود هستند.
نسبت به ميانگين سني گروه خود لاغرتر و از قدرت كمتري برخوردار هستند.
معمولا سريع و چابك تر از ميانگين هستند.
آنها بازي هاي كمتري نسبت به بازيكنان برتر را تجربه كرده اند.
ساعات متوسط تمرين آنها در هفته 2 تا 4 ساعت كمتر از بازيكنان سرآمد در گروه سني شان بوده است.
والدينشان حمايت كننده هستند اما به طور كلي خود را درگير نمي كنند.
ورزش هاي جوان آمريكا اغلب بر انتخاب استعداد تمركز دارند تا استعداديابي. ما مرتكب پيروزي ها در زمان حال مي شويم تا يك ESPN را بدست آوريم يا به بعضي رده بندي هاي فرضي دست يابيم. بله همينطور است، بعضي باشگاه هاي ورزشي تيم هاي B و C را دارند، اما بازيكنان اغلب با مربيان كم تجربه، كار گروهي كمتر و به طور كلي تجربه ي كمتر آنجا را ترك مي كنند. ما در حال آماده سازي آنها براي آينده هستيم، اما بسيار به ندرت ما از آنها براي متوازن ساختن بودجه استفاده مي كنيم. ما استعداد فعلي را انتخاب مي كنيم كه بتواند به برد فعلي ما كمك كند، چرا كه اگر چنين كاري نكنيم، ديگر باشگاه كه منتظر چنين رويدادي هستند آنها را جذب مي كنند و در اين صورت بهترين بازيكنان ما از دست خواهند رفت. ما به شناسايي و توسعه كودكان كه پس از سن بلوغ به احتمال زياد رقباي سرآمدي مي شوند، نمي پردازيم. ما به انتخاب افرادي مي پردازيم كه در حال حاضر سرآمد هستند، اما اغلب ويژگي هاي لازم براي عملكرد حرفه اي طولاني مدت را ندارند.
علت اين امر تاكيد بر اين است كه پيروزي هاي قبل از دبيرستان بازي هاي جوانان را از بين مي برد. به اين علت است كه ملت هايي با يك صدم جمعيت ما مي توانند در سطح جهاني در بسياري از ورزش ها رقابت كنند. آن ها در واقع استعدادهاي آينده را شناسايي كرده و رشد مي دهند، به جاي اينكه بر اساس نتايج كنوني بازيكنان را انتخاب كنند. ثروت ما و تعداد بازيكنان ما به ما اين اجازه را مي دهد كه در سطح جهاني به موفقيت دست يابيم، اما ديگر ملت ها به آرامي و مطمئن اين فاصله را تقريبا در همه ي ورزش ها كم كردند چرا كه كاملا صادقانه، آنها به شناسايي و رشد استعداد خيلي بهتر از ما پرداخته اند.
ما چگونه مي توانيم اين مسئله را درست كنيم؟ در اينجا چند افكار ساده براي ورزش هاي جوان را ارائه داده ايم كه به طور صادقانه به كارگيري آنها كار زياد سختي نيست:
1- از گلچين كردن بازيكنان در سنين نوجواني دست برداريد و تعداد زياد بازيكن را به جاي تنها افراد سرآمد رشد دهيد.
2- بر اساس رشد دادن تمام بازيكنان در سطوح جواني تمركز كنيد، با توجه ويژه ي ارائه شده به كمك افراد با توانايي كمتر براي رسيدن به افراد قوي تر از نظر تكنيكي. بنابراين، زماني كه آنها رشد جهشي شان را به اتمام مي رسانند، ما تعداد زيادي افراد با مهارت داريم تا از ميان آنها انتخاب كنيم.
اين تنها يك شروع است، اما تنها در صورتي اتفاق مي افتد كه تغييرات جدي به سيستم ورزش هاي جوانمان اعمال كنيم، ما كشورهايي را مي بينيم كه اين فاصله را كم كرده اند و در نهايت ايالات متحده را در بسياري از رشته ها سركوب كرده اند.
بهترين بخش در مورد اعمال تمامي اين تغييرات چيست؟ باشگاه ها و مدارس ما تعداد زيادي ورزشكار با مهارت دارد كه مي توانيم از ميان آنها انتخاب كنيم. ما خانواده هايي داريم كه از نظر مالي و نگراني هوشمندانه عمل مي كنند، چرا كه كودكان تنها مي توانند كودكانشان باشند و مشكلي با اینکه کودکانشان یک سفر چند هزار کیلومتری برای بازی در یک مسابقه داشته باشند، ندارند. ما به مربیان اجازه می دهیم تا به طورواقعی مربیگری کنند و هم انسانهایی بهتر و هم ورزشکاران بهتری را پرورش دهند.
بازیکنان با مهارت فراوان؟ هزینه های کمتر؟ وقف زمان کمتر به ورزش های جوان و بیشتر به خانواده و مدرسه؟ موفقیت بیشتر برای تیم های ملی ما و ورزشکاران انفرادی سرآمد؟
اینها تغییراتی هستند که ارزش به کار بستن را دارند.
- لغت نامه (لاروس، وبستر و امریکن هریتج) استعداد را یک توانایی طبیعی ویژه می دانند که ظرفیت فرد را برای موفقیت در عملکرد آدمی تشکیل می دهد.
- بومپا (۲۰۰۰ ): استعدادیابی در ورزش یعنی کشف و به فعالیت رساندن تواناییهای بالقوه مخصوص فرد و هدایت آنها در مسیر صحیح آن.
- رینگر در تعریف کاربردی استعدادیابی اعتقاد دارد: استعدادیابی یعنی پیش بینی اجرا از طریق سنجش ویژگیهای جسمانی، روانی، اجتماعی و همچنین توانایی های تکنیکی.
آینده استعدادهای ورزشی:
شناسایی و رشد استعدادهای ورزشی به همان اندازهای که چالش برانگیز است، آینده ای نامعلوم خواهد داشت. همزمان با افزایش فرصت مشارکت، دامنه استعداد در بین گروه های سنی مختلف گسترش می یابد اما به دلیل واماندگی و خستگی مفرط تعداد ورزشکاران نوجوان مستعد با خطر کاهش مواجه است. شیوه های رشد و بهبود استعداد بیشتر به جای اینکه گروهی باشد، جنبه انفرادی و اختصا صی دارند. در سطح پایه و عمومی روش اتکاء به افراد همه فن حریف ضروری است. اما چنین چیزی در مورد ورزشکاران زبده ورزش های غیر تیمی کارایی ندارد.
مزایای استعدادیابی:
- زمان مورد نیاز برای رسیدن به اوج عملکرد ورزشی به طور قابل توجهی کاهش می یابد.
- از صرف حجم بالایی از کار وانرژی مربی جلوگیری می کند، ورزشکارانی که دارای تواناییهای بالاتری هستند کارایی برنامه های تمرینی مربی را بالا می برند.
- به سبب شناسایی صحیح افراد، تعداد ورزشکاران و عملکرد مفید ورزش قهرمانی افزایش می یابد.
- افراد به سمت رشته هایی هدایت می شوند که از نظر جسمانی، فیزیولوژیکی، روانی برای آنها مناسب ترند.
- اعتماد به نفس ورزشکار را بالا می برد، چرا که اجراهای ورزشکار نخبه در مقایسه با ورزشکاران هم سن انتخاب نشده به طور قابل توجهی بالاتر است.
- فرصت ایجاد ارتباط با اساتید ورزش، که می توانند در زمینه های تمرین و ارزشیابی منظم ورزشکاران کمک کنند، افزایش می یابد.
- بسیاری از ورزشکاران جوان فرصت افزایش توانایی خود، رشد و رسیدن به سطح ورزشکاری خوب را به دلیل بی اطلاعی از ویژگیهای خاص خود از دست می دهند و به رشته ورزشی که می توانند در آن به شکوفایی برسند هدایت نمی شوند.
استعدادیابی ورزشی از این امر جلوگیری می کند و ورزشکاران جوان را به سمت رشته ورزشی مناسب هدایت می کند.